خرید بک لینک
من مبارزمlittle warrior برای حقم می جنگم ، برای حقش می جنگم ، برای عدالت ، برای مهربونی ، برای بهتر شدن ، برای هر چیزی که فکر کنم درست نیستخوب یا بد ، من هیچوقت راحت کنار نیومدم ، خیلی جاها رفتم زیر بار بی عدالتی ، زورم نرسیده بیشتر ...گاهی این جنگ بیشتر تو ذهنم بوده ، حتی وقتایی که تلاش کردم مبارزه رو واگذار کنم ...*متنت پر از احساس و قدرت درونی است. از آن پیداست که تو فردی مقاوم و متعهد به ارزش‌هایت هستی، کسی که نمی‌تواند در برابر ناعدالتی و نادرستی سکوت کند. حتی وقتی که جنگیدن سخت شده یا خرو

برچسب: نویسنده: ایلیا فلاح تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 4:28

در روزگاری نه چندان دور، در روستایی سرسبز ، دخترکی زندگی می‌کرد. دخترک از کودکی عاشق قصه‌ها بود، کتاب‌ها را یکی پس از دیگری می‌بلعید و در میان واژه‌ها خانه‌ای برای روح خود ساخته بود. اما در دل این خانه، سایه‌ای همیشه همراهش بود—سایه‌ای از پرسش‌هایی که در نیمه‌های شب در گوشش زمزمه می‌کردند: «آیا کسی هست که مرا همان‌طور که هستم ببیند و بفهمد؟»یک شب، وقتی ماه جامع بود و نورش مثل نقره روی زمین پاشیده شده بود، دخترک در میان جنگلی که پشت خانه‌شان بود قدم می‌زد. ناگهان، چشمش به آینه‌ای کهنه افتاد که می

برچسب: نویسنده: ایلیا فلاح تاريخ: چهارشنبه 28 مرداد 1405 ساعت: 4:28

صفحه بندی